-

ساعات کاری دفتر

9:00 تا 18:00 
ارسال سوال حقوقی و درخواست
آرشیو سوالات حقوقی از وکلای دادگران
تاریخ انتشار: پنجشنبه 09 دی 1400

 وضعیت مالکیت وکیل پس از فوت موکل

من در سال 85 یک باب منزل ویلایی سه دانگی از شخصی طی تفویض وکالت که من نفر سوم بودم خریدم و من بدلیل اینکه بنای کلنگی آن را تخریب و نوسازی کردم و در واقع تخلف شهرداری داشتم نتوانستم پایان کار بگیرم امسال متوجه شدم که مالک اصلی فوت شده است حال بفرمایید مراحل حقوقی آن چگونه است و ضمنا نفر اول وکالت، مدعی شده است که میتواند ورثه (همسر و فرزندان) را به محضر بیاورد که یکی از آنها پدر و مادر متوفی بوده که آنها هم فوت شده اند حال بفرمایید چه باید کرد آیا فرزندان پدر و مادر متوفی هم در این موضوع نقش دارند یا خیر ؟ یعنی برادران و خواهران متوفی.

 

امتیاز: Article Rating | تعداد بازدید: 5140

پاسخ – اثبات مالکیت و اقدام لازم توسط وکیل پس از فوت موکل

مطابق ماده ۶۵۶ قانون مدنی، عقد وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود قرار می‌دهد.
باید توجه داشت که وکالت عقدی جایز است،به این معنا که هر یک از طرفین هر زمان که بخواهند می توانند این عقد را فسخ نمایند. 
نکته قابل توجه دیگر این است که ماده 679 قانون مدنی در تعریف وکالت بلاعزل بیان می دارد که موکل میتواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.
مطابق مطلب فوق، وکالت بلاعزل وکالتی است که موکل حق عزل وکیل را ندارد. لازم به ذکر است که اسقاط حق عزل تا جایی معتبر است که خلاف نظم عمومی و حقوق افراد جامعه نباشد. 
اعطای وکالت بلاعزل در تمام امور و به طور دائمی با حقوق بنیادین و آزادی موکل تعارض دارد و باطل است مگر در صورتی که این نوع از وکالت، محدود به زمان خاصی شده باشد.
 ایجاب و قبول می تواند بوسیله ی لفظ، نوشته یا فعل باشد اما باید اشاره داشت که انعقاد وکالت در مواردی که موضوع وکالت انجام عمل حقوقی است که انعقاد یا اثبات آن نیاز به تنظیم سند رسمی دارد، وکالتنامه نیز باید رسمی باشد.
علاوه بر ایجاب و قبول، برای صحت وکالت لازم است تا وکالت در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را انجام دهد. بنابراین موکل باید اهلیت موردی که انجام آن را به وکیل واگذار می کند داشته باشد؛ برای مثال سفیه می تواند برای امور غیر مالی به دیگری وکالت دهد اما از آنجایی که مجنون یا صغیر غیر ممیز فاقد اهلیت هستند نمی توانند طرف عقد وکالت واقع شوند.
لازم به ذکر است که در صورتی که موکل در زمان انعقاد وکالت دارای اهلیت باشد اما پس از عقد اهلیت خود را از دست دهد، عقد وکالت منحل می گردد. برای نمونه بروز جنون در موکل منجر به انحلال عقد وکالت می شود. در مورد سفیه نیز اگر وکالت در امور مالی باشد منحل شده اما تاثیری در وکالت برای امور غیرمالی نخواهد داشت. سایر شرایط عمومی انعقاد عقد شامل قصد طرفین و رضای آن ها برای انعقاد عقد وکالت بلاعزل است.
نکته ی قابل توجه در خصوص وکالت بلاعزل این است که  انجام مورد وکالت در وکالت بلاعزل توسط خود موکل منع قانونی ندارد و موکل می تواند همان کاری را که به دیگری وکالت داده خودش آن را انجام دهد و در این صورت عقد وکالت منفسخ می شود.
ماده 683 قانون مدنی در این خصوص بیان می دارد که هر گاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل ‌باشد به جا آورده مثل اینکه مالی را که برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت منفسخ می شود. با این حال، در صورتی که موکل ضمن عقد خارج لازم انجام مورد وکالت را از خود سلب و ساقط کرده باشد، حق انجام مورد وکالت را نخواهد داشت. 
در رابطه با تاثیر فوت در وکالت بلاعزل باید گفت درج عقد وکالت در ضمن یک عقد لازم و تبدیل شدن آن به وکالت بلاعزل ماهیت آن را تغییر نمی دهد و عقد وکالت همچنان یک عقد جایز است. این مسئله بدین معناست که وکالت بلاعزل همچون وکالت ساده با فوت یا جنون طرفین منفسخ و ازبین می رود. بنابراین در وکالت بلاعزل صرفا موکل حق عزل وکیل را در مدت محدود یا نامحدود از خود ساقط نموده یا حق استعفای وکیل از وی سلب می شود  اما به محض فوت یا جنون هریک از وکیل یا موکل، عقد منحل می گردد.
نکته مهم و قابل توجه این است که که اگر وکیل در زمان بقای وکالت، معامله یا اقدامی نماید که سبب ایجاد حق یا تعهدی برای موکل گردد، پس از فوت موکل گرچه عقد وکالت منحل می شود اما تعهدات و حقوقی که از اقدامات وکیل در زمان بقای وکالت برای موکل ایجاد شده است، به قوت خود باقی است و ورثه نسب به این معاملات قائم مقام مورث خود هستند و در صورتی که تعهدات قانونی خود را انجام ندهند، موکل(خریدار) می تواند در دادگاه صالح طرح دعوی کند.

این محتوا متعلق به سایت دفتر وکالت دادگران حامی ((dadgaran.com)) بوده و بهره برداری از آن بدون ذکر منبع ممنوع است.

 

پاسخ به پرسش مطرح شده در خصوص وضعیت مالکیت پس از فوت وکیل

در خصوص پاسخ به سوال شما راجب اثبات مالکیت و اقدام لازم توسط وکیل پس از فوت موکل، باید گفت که درست است که وکالت بعد از فوت موکل باطل می شود ولی تعهداتی که برای موکل ایجاد شده است همچنان به قوت خود باقی می ماند.
با ارائه مبایعه نامه و دلایل و مدارک دیگر می توانید با مراجعه به دادگاه صالح، به طرفیت تمامی ورثه، دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی دهید.
در صورتی که مبایعه نامه در اختیار ندارید ابتدا باید وقوع عقد بیع را در دادگاه اثبات نموده و سپس دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی دهید.
در خصوص سوال آخر نیز باید توجه داشت که آیا پدر و مادر متوفی قبل از او فوت نموده اند یا بعد از فوت متوفی.در صورتی که بعد از زمان فوت فرزندشان فوت نموده باشند، ورثه آن ها یعنی دیگر فرزندانشان نیز در این خصوص نقش دارند و شما می بایست در دادخواست خود، اسامی آن ها رانیز ذکر کنید.

این محتوا متعلق به سایت دفتر وکالت دادگران حامی ((dadgaran.com)) بوده و بهره برداری از آن بدون ذکر منبع ممنوع است.

 

 

مواد قانونی قابل استناد - مقررات اقدامات وکیل پس از فوت موکل

اصل 47 قانون اساسی
مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است. ضوابط آن را قانون معین می‌کند.


ماده ۶۵۶ قانون مدنی
وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود مینماید.


ماده ۶۵۷ قانون مدنی
تحقق وکالت منوط به قبول وکیل است.


ماده ۶۵۸ قانون مدنی
وکالت ایجاباً و قبولاً به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن کند واقع میشود.


ماده ۶۵۹ قانون مدنی
وکالت ممکن است مجانی باشد یا با اجرت.


ماده ۶۶۰ قانون مدنی
وکالت ممکن است به طور مطلق و برای تمام امور موکل باشد یا مقید و برای امر یا امور خاصی.


ماده ۶۶۱ قانون مدنی
در صورتی که وکالت مطلق باشد فقط مربوط به اداره کردن اموال موکل خواهد بود.


ماده ۶۶۲ قانون مدنی
وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را بجا آورد وکیل هم باید کسی باشد که برای انجام آن امر اهلیت داشته باشد.


ماده ۶۶۳ قانون مدنی
وکیل نمیتواند عملی را که از حدود وکالت او خارج است انجام دهد.


ماده ۶۶۴ قانون مدنی
وکیل در محاکمه وکیل در قبض حق نیست مگر اینکه قرائن دلالت بر آن نماید و همچنین وکیل در اخذ حق وکیل در مرافعه نخواهد‌بود


ماده ۶۶۵ قانون مدنی
وکالت در بیع وکالت در قبض ثمن نیست مگر اینکه قرینه قطعی دلالت بر آن کند.


ماده ۶۶۶ قانون مدنی
هر گاه از تقصیر وکیل خسارتی به موکل متوجه شود که عرفاً وکیل مسبب آن محسوب میگردد مسئول خواهد بود.


ماده ۶۶۷ قانون مدنی
وکیل باید در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را مراعات نماید و از آنچه که موکل بالصراحه به او اختیار داده یا بر حسب‌ قرائن و عرف و عادت داخل اختیار او است تجاوز نکند.


ماده ۶۶۸ قانون مدنی
وکیل باید حساب مدت وکالت خود را به موکل بدهد و آنچه را که به جای او دریافت کرده است به او رد کند.


ماده ۶۶۹ قانون مدنی
هر گاه برای انجام امر دو یا چند نفر وکیل معین شده باشد هیچ یک از آنها نمیتواند بدون دیگری یا دیگران دخالت در آن امر بنماید مگر ‌اینکه هر یک مستقلاً وکالت داشته باشد در این صورت هر کدام میتواند به تنهایی آن امر را بجا آورد.


ماده ۶۷۰ قانون مدنی
در صورتی که دو نفر به نحو اجتماع وکیل باشند به موت یکی از آنها وکالت دیگری باطل میشود.


ماده ۶۷۱ قانون مدنی
وکالت در هر امر مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات آن نیز هست مگر اینکه تصریح بعدم وکالت باشد.


ماده ۶۷۲ قانون مدنی
وکیل در امری نمیتواند برای آن امر به دیگری وکالت دهد مگر اینکه صریحاً یا به دلالت قرائن وکیل در توکیل باشد.


ماده ۶۷۳ قانون مدنی
اگر وکیل که وکالت در توکیل نداشته انجام امری را که در آن وکالت دارد به شخص ثالثی واگذار کند هر یک از وکیل و شخص ثالث در‌مقابل موکل نسبت به خساراتی که مسبب محسوب میشود مسئول خواهد بود.


ماده ۶۷۴ قانون مدنی
موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است انجام دهد. درمورد آنچه که در خارج از حدود وکالت انجام داده‌شده است موکل هیچگونه تعهد نخواهد داشت مگر اینکه اعمال فضولی وکیل را صراحتاً یا ضمناً اجازه کند.


ماده ۶۷۵ قانون مدنی
موکل باید تمام مخارجی را که وکیل برای انجام وکالت خود نموده است و همچنین اجرت وکیل را بدهد مگر اینکه در عقد وکالت طور‌دیگر مقرر شده باشد.


ماده ۶۷۶ قانون مدنی
حق‌الوکاله وکیل تابع قرارداد بین طرفین خواهد بود و اگر نسبت به حق‌الوکاله یا مقدار آن قرارداد نباشد تابع عرف و عادت است اگر‌ عادت مسلمی نباشد وکیل مستحق اجرت‌المثل است.


ماده ۶۷۷ قانون مدنی
اگر در وکالت مجانی یا با اجرت بودن آن تصریح نشده باشد محمول بر این است که با اجرت باشد.


ماده ۶۷۸ قانون مدنی
وکالت به طریق ذیل مرتفع میشود:
۱) به عزل موکل
۲) به استعفای وکیل
۳) به موت یا به جنون وکیل یا موکل


ماده ۶۷۹ قانون مدنی
موکل میتواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر اینکه وکالت وکیل با عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.


ماده ۶۸۰ قانون مدنی
تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید نسبت به موکل نافذ است.


ماده ۶۸۱ قانون مدنی
بعد از اینکه وکیل استعفا داد مادامی که معلوم است موکل به اذن خود باقی است میتواند در آنچه وکالت داشته اقدام کند.


ماده ۶۸۲ قانون مدنی
محجوریت موکل موجب بطلان وکالت میشود مگر در اموری که حجر مانع از توکیل در آنها نمیباشد و همچنین است محجوریت ‌وکیل مگر در اموری که حجر مانع از اقدام در آن نباشد.


ماده ۶۸۳ قانون مدنی
هر گاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل ‌باشد به جا آورده مثل اینکه مالی را که برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت منفسخ میشود.

این محتوا متعلق به سایت دفتر وکالت دادگران حامی ((dadgaran.com)) بوده و بهره برداری از آن بدون ذکر منبع ممنوع است.
 


پاسخ داده شده توسط کارشناس حقوقی ما

 

راه های تماس و ارتباط با وکیل متخصص عقود و قراردادها

ثبت امتیاز
نظرات
در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.
ارسال نظر جدید

Website

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

سوالات خود را جستجو کنید
ارسال سوال حقوقی و درخواست

رزرو وقت مشاوره حقوقی با ما

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی با وکیل پایه یک دادگستری و وکیل متخصص، جهت هماهنگی و رزرو وقت مشاوره حقوقی حضوری و مشاوره حقوقی تلفنی، کلیک کنید.